صدراصدرا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
سلواسلوا، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

صدرا پسر بلا.سلوادخترمامان

داداش صدرا

نفس های مامان وجیگرهای بابا صدراو سلوا گرمابخش دلهامون وخونمون هستن وانگیزه ی ما درزندگیمون ازوقتی  که دخترم به دنیا اومده دیگه وقت ندارم نمیدونم که ی صبح میشه وکه ی شب بابا هم که فصل کاریشه وفقط شب ها خونست وقتی شمادوتارو میبینم احساس میکنم بزرگ شدم وفکر بزرگ کردن شما ومسعولیت هام یادم میفتن .باورنمیکنم که من دوتا بچه دارم اگه 10 سال پیش میگفتن تومامان  دوتا بچه میشی باورنمیکردم وخندم میگرفت.صدراهم که خیلی ابجیش رو دوست داره و هه ی بوسش میکنه ووقتی گریه میکنه براش لالایی میگه ومیگه دخترم گریه نکن العان مامانی میاد شیرت رو میده زودی بزرگ شو.وبرات پستونکت رو میشوره وبه خاطرتو صدای تلوزیون رو کم میکنه تاتوخوب بخوابی .امیدوارم که بعد ...
9 شهريور 1394

تمام ناتمام من باتوتمام میشوددخترم.

امروزدخمل مامان 25 روزه هست  وبابا وداداشی برای روز دختر برات لباس کادو خریده بودن وبه خاطره به دنیا اومدنت اقاجون النگو ومامانی ایناهم گوشواره خریدن وبابا وداداشی هم زحمت مدال وانگشتررو کشیده بودن البته بعد از9روزاز به دنیا اومدنت هم به خاطرت مهمونی دادیم وزحمت پخت غذارو عمه ها وپختن کاچی وخاگینه رو هم خاله سمیه کشید.ببخشید دیگه به خاطر استراحت مامانی امروز وقت کردم برات پست بزارم وعکس هات  روهم سمانه دخترخاله ات انداخته ومن هم فتوشابشون کردم. . ...
8 شهريور 1394

سلوا کبوتربهشتی من

سلام امروز  میخوام برای دخترم برای اولین بار دل نوشته های مادرانم رو روی کاغذ بیارم وبه دختره عزیزم خوش امد بگم.گل غنچه کرد وغنچه شکفت وخداوند بهترین وزیباترین هدیه اش رابه ماداد.سلوای عزیزم قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیاروز تولدتوست .پس برای مابمان وبدان که عاشقانه دوستت داریم.دخترم خنده ی تو شادی بخش زندگی ماست .به کلبه ی مادرانه ی من خوش امدی سلواجان.سلوا14 مرداد روز چهارشنبه س ال94 صبح ساعت 9.15چشم به جهان گشود وبه خانواده ی 3 نفری ما اضافه شد ودراغوش گرم من جاگرفت. ...
8 شهريور 1394

تولد پسرخاله علی اکبر

سلام پسرم دیروز 3 تیر ماه  صاحب دومین پسرخاله ات شدی وامروز 4 تیر رفته بودیم افطاری تبریز خونه ی خاله دیدن علی اکبرتو خیلی ازش خوشت اومد و بوسش میکردی ومیگفتی نی نی کوچولو خیلی کوچیکه وبه من هی میگی ماهم زود ابجی ام رو از بیمارستان بگیریم مال ما خیلی طول کشید و وقتی بهم توکارها کمک میکنی میگی اخ جون بعد  اومدن ابجی ام دیگه من کارنمیکنم واون کارهای خونه رو انجام میده .عکس پسرمون رو برات میزارم تابعد. ...
5 تير 1394

ابجی صدرا سلواکوچولو

امروز میخوام از ابجیت که تو راه هست برات بنویسم .من توهفته ی29 بارداری هستم وپسرم توکارهای خونه خیلی کمکم میکنی ومیگی من ابجی ام رو خیلی دوست دارم واذیتش نمیکنم .وعجله داری تامرداد ماه برسه وابجیت به دنیا بیاد .هفته ی  پیش رفته بودیم برای سلوا خرید وکلی براش لباس خریدیم وتو میگفتی این ها خیلی کوچیک هستن ابجی من تپل میشه. وازحالا کمدلباست رو با خواهرت شریک شدی عزیزم .قربونت برم که رفتا روحرفات مثله ادم بزرگ هاست . ...
2 خرداد 1394

فارغ التحصیلی صدرا از مهد دهکده ی ابی

امسال هم صدرا به خوبی 1سال تحصیلی رو پشت سر گذاشت و30 اردیبهشت مهدرو تموم کرد وبراشون جشن گرفتن .واستخر وشهربازی بردن .که البته قراره صدرا رو با با خودش ببره.اجازه نداد با مهدبره .وصدرا یه دفتر مشق هم جایزه گرفته.این هم از عکس هاش . ...
31 ارديبهشت 1394

دخترعمه هلیا

سلام امروزمیخوام یه مژده بدم به دوستانی که به وبلاگ من سرمیزنن صدرا 1 اردیبهشت  صبح روز سه شنبه صاحب کوچولو ترین دختر عمه اش هلیا شد .ماشالله خیلی ناز وبانمکه صدرا خیلی دوستش داره ولحظه شماری میکنه تا ابجی دارم بشه.وباکمک صدرا برای هلیا به مناسبت رغایب غنچه ی حلوادرست کردیم.عکساشون  روبراتون میزارم. ...
5 ارديبهشت 1394